ما همیشه میخواستیم اینجوری عاشق باشیم که:
«گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟»
ولی خب اینجوری شد که:
«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
‹عمرا اگر› که گوشه چشمی به ما کنند»
«گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟»
ولی خب اینجوری شد که:
«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
‹عمرا اگر› که گوشه چشمی به ما کنند»
Comments
I’m Diana. My family and I are facing very difficult circumstances in Gaza, and we need your help. Any donation, no matter how small, can make a big difference in our lives. If you can contribute or even share this message, I would be deeply grateful. Thank you