Profile avatar
milad.pw
آخرینه‌ی آواره‌های عاشق
280 posts 108 followers 33 following
Prolific Poster
Conversation Starter

یخ زدم که :)

به سنی رسیدم که با بچه‌ی اکسم حرف زدم و گفتم بره یونیتی یاد بگیره جای سورس. 😂

دیدی جامون خالی بوده تو کنسرتش؟ 🙂 t.me/Armangarshas...

صدام نمی‌رسید بهت تو خواب :)

چیزی بگو

من از اولش هم قرار بود تو همین شهر باشم. کاش برنگردم هیچوقت. 🥹

دیگه سورپرایز نمی‌شم.

I wish that we could lose this crowd Maybe it's better this way We'd hurt each other with the things we want to say We could have been so good together We could have lived this dance forever

سهم من از بوسه‌ی باد همه زردی و تباهی مردن و رفتن از یاد …

باید ریش‌تراش جدید بخرم. دیروز نزدیک بود مجبور شم با نصف ریش اصلاح شده برم بیرون.

می‌ترسم از زیر پتو برم بیرون و دیگه صلاحیت نظر دادن نداشته باشم.

گشنمه ولی حال بلند شدن ندارم.

مغزم داره سرخ می‌شه از overthink کردن

Shiver down my spine به فارسی چی می‌شه؟ آهنگ Mr. Brightside همیشه همین حسو می‌ده بهم. همیشه.

با خیال تو هم‌خونه شد دل …

اسم عکس رو می‌ذارم one more for the road.

کاش دوباره بفرستنم دانمارک. یا بگن برو کانادا سه ماه این سرویس رو handover کن.

برم ببینم می‌تونم این race condition لعنتی رو بدون اینکه سرویسی که روی هر پادش ۴۰هزارتا ریکوئست تو ثانیه داره رو بترکونم امروز درست کنم یا نه.

شب بخیر open.spotify.com/track/0pY9nh...

پنج ساعت خواب. ببینم ترکیبش با قرص adhd چطور می‌شه.

دارم می‌میرم از خواب

غرق شیم تو آهنگ‌های قدیمی.

آخرینه‌ی آواره‌های عاشق

حتی فکرش هم دلنشینه. :)

آخیش

هی داره از آمستردام عکس می‌ذاره و من دارم دیوونه می‌شم. :)

گریه‌ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست 🙂

+ Don’t worry. We’re all villains in someone’s story. - I feel that I’m the villain in everyone’s story. + You’re not in mine. 🙂 مکالمه‌ی واقعی. :)

چه سردردی بود کل این ماجرا. امیدوارم تموم شده باشه.

اصلا ببینیم همو می‌شناسیم؟

در این یادداشت هیچ اغراقی نیست. امشب به قدر تک‌تک روزهایی که گذروندیم قلبم تپید.

تکرار اسم ساده‌ی تو …

می‌ترسم دور از منظره‌ی خندیدن تو آیینه بپوسد ...

وقت سرما خوردن الان نبود.

باید می‌نشستیم تو کنسرت علیرضا عصار. بعدش هم نصفه شب با ماشین می‌رفتیم گم می‌شدیم تو خیابون‌های تهران که یه جایی رو پیدا کنیم شام داشته باشه. on.soundcloud.com/Ny2uhwwbccwG...

از دلتنگی برای هرچی که پشت سر جا موند دارم جون می‌دم.

دیشب شب سختی بود.

نجیب و با شکوه و حیرت‌آور تو خاتون تمام قصه‌هایی تو بانوی ترانه‌هایی اما مثل شکستن من بی‌صدایی … شکستن من …