Profile avatar
mnaemeh.bsky.social
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند؛ به املت می‌شناسند.
357 posts 460 followers 140 following
Regular Contributor
Active Commenter

ساعت ۴ صبح با بوی چوب سوخته بیدار شدم که از کانال کولر میومد، کولر رو خاموش کرم خوابیدم و الان رفتم پشت بوم دیدم هم کولر سالمه هم اثری از روشن شدن آتیش و چوب در پشت‌بوم نیست. عجیبه :))

ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم..

صبح جمعه تراز

ماهو دادن به شب‌های تار ای بارون…

پسرم، برای دشمنی با من بیش از حد خنگی! حالا هی دست و پا بزن :))

سر صبی داره می‌خونه: آمده‌ام که تو به داد دل من برسی

آقای عموزاده خلیلی در چلچراغ یک عادتی داشت که به همه برای تولدشون کتاب کادو می‌داد و اولش یه متن دلچسبی هم می‌نوشت. الان چشمم به یکیشون خورد و چقدر دلم چلچراغ سالهای اول رو خواست.

هنر “ نه “ گفتن !

تایملاین من از هر ده تا پست، ۷ تاش روشنکه؛ کاربر تراز بلواسکای! @roshanak.bsky.social

از من به شما جوونا نصیحت، اونجوری که فکر می‌کنید درسته زندگی کنید. کارهایی رو که دوست دارید تجربه کنید، از دوست داشتن و دوست داشته شدن فرار نکنید. این وسط یادتون باشه اینایی که گفتم به بقیه آسیب نزنه.

یادآوری کنم که بر اول و آخر بانی طرح عدم تغییر ساعت در اول فروردین و طرح تغییر ساعت کار کارمندان لعنت؛ قشنگ گرفتارمون کردند پفیوزها.

کباب دیگی لاپلو هم عالمی داره!

جرمش این است که اسرار هویدا کرده‌است. ‏⁧‫#نیلوفر_حامدی‬⁩ ‏⁧‫#الهه_محمدی‬⁩ ‏ ⁧‫#الهه_نیلوفر‬⁩

بعد از ده ماه بالاخره دوباره شروع شد؛ فراتر از چیزی که خودم انتظار داشتم.

سر صبحی چرا انقدر هوا گرمه خب!

حدود سال ۹۶ یه کانال و صفحه اینستاگرام داشتم که توش از شکم‌گردی‌هام می‌نوشتم و بعد هم ولش کردم. دیشب دوباره نگاهش کردم و دیدم در ۵ سال چقدر فقیرتر شدیم. فکر کن مثلا بشقاب گرم صبحانه کافه سینما ۳۰ هزار تومن بوده، با دوستات می‌رفتی کیک استودیو آس‌اس‌پ، چهارتا شیرینی و نوشیدنی گرم ۵۹ هزار تومن می‌شد.

قدر آدمای که حواسشون بهتون هست رو بدونید

تصمیم گرفتن سخته، اون هم وقتی مجبوری هزارتا متغیر دیگه رو در نظر بگیری اما راهی نیست و تهش مجبور به انتخابی؛ هر لحظه و مدام.

یه چندتایی اصول و خطوط قرمز دارم که تا الان به درستی‌شون شک نکردم و هر بار به هر دلیلی یکم شل کردم یا نادیده گرفتمشون، پشیمون شدم. واقعا هیچ آدمی ارزش اینکه از خودت عبور کنی رو نداره. سفت باید واستی اونجایی که فکر می‌کنی درسته.

نه اینکه پشت هم اما تا همین الان داشتم کار می‌کردم، این وسط ۳-۴ به ترافیک و استراحت و غذا گذشت. امروز روی ورکاهالیکم بالا بود.

پنج و ربع بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد، هیچی دیگه نشستم به کار و یه عالمه از روز جلو افتادم!

می‌خواستم به خواب ادامه بدم که یادم افتاد قرار املت‌خورون داریم ولکن بزنیم به دل خیابون :)

جلسه ۴ عصر پنجشنبه، تقدیم به اونی که دیشب می‌گفت خیلی بده که شماها پنجشنبه تعطیلین من میرم سرکار.